تبليغاتX
(((بمان تا بمانم)))
(((بمان تا بمانم)))



 

درود دوستان

دیروز در محضر یکی از دوستان بودم و سر درد دلمون باز شده بود. وقتی میخواستیم از هم جدا بشیم یه بیت شعر خوند که ...

به نسیمی همه ی راه به هم میریزد

           کی دل سنگ تو را آه به هم میریزد!؟

 

                                                                  سپاس دوستان

 

سه شنبه 12 آبان1388 توسط عروسک قصه |

بانوی هزار و یک شب

مینویسم.

مینویسم هزارو یک شب را

هزار و یک شبی را که

تو از من خبر داری و....

تو از من خبر داری و من از تو...

نه!!!

نه خودت بنویس !

بنویس بانوی هزار و یک شب تنهایی!!!

بنویس...

بنویس، تو که دستت به نوشتن آشناست....

یکشنبه 10 آبان1388 توسط عروسک قصه |

 

سخن برعاشقان گفتی نخواهم راندو هم راندی

                            جفا بر بیدلان گفتی نخواهم کرد و هم کردی

بدم گفتی و خرسندم عفاکل الله نکو گفتی

                         سگم خواندی خشنودم کذاکل الله کرم کردی!

 

شنبه 25 مهر1388 توسط عروسک قصه |

ناله

 

 

ما را نبود دلی که کار آید از او...

شنبه 4 مهر1388 توسط عروسک قصه |

آخرین بار

 

سلام و درود

میخواستم برای آخرین بار یه چیزی بنویسم اما نشد!

ممکنه فردا بنویسمش.

آخه...

آخه فردا روز توئه...

فردا یه روز خیلی مهمه .

یه روز خیلی ،خیلی مهم!!!

 

امروز رو در ادامه ی مطلب بخونید...

 


ادامه مطلب

پنجشنبه 19 شهریور1388 توسط عروسک قصه |

اسباب بازیها

 

سلام عزیزان همیشه یاور

نمیدونم چه طوری بگم اما با یه سئوال شروع میکنم.

تا حالا براتون پیش اومده  که ببینید یه بچه بعد از ساعتها یا روزها یا حتی سالها بازی با عروسک مورد علاقه اش با این که در ظاهر خیلی دوستش داره چنان عروسکشو از بین میبره که انگار هیچوقت وجود خارجی نداشته یا حتی هیچوقت علاقه ای بهش نداشته!!!؟

یه نوع دیگه هم وجود داره ها شاید بچه هایی هم باشن که ماشین یا تفنگشونو بعد از سالها بازی و عشق و علاقه همینجوری خورد بی هویت و داغون میکنن!

نمیدونم اینو دیدین یا نه اما این یه موضوعی بود که خیلی خیلی خیلی مهمه!

یه کم به این موضوع فکر کنید!!!

 یه کم به این موضوع فکر کنید و اگه دختری دارید که خیلی عروسکشو دوست داره یا پسری که ماشین اسباب بازیشو میپرسته بهشون  یاد بدین که زندگی نه مثل عروسکه نه مثل ماشین اسباب بازی...

زندگی واقعی ارزش و هزینه ی خیلی زیادی داره که آدما باید براشون تا آخر عمر بجنگن و ارزش قائل بشن!

پس به بچه هامون یاد بدیم همیشه اسباب بازیاشونو دوست داشته باشن و هیچوقت فراموششون نکنن تا وقتی بزرگتر شدن ...

سپاس و بدرود!

 

چهارشنبه 28 مرداد1388 توسط عروسک قصه |

خسته شدم

 

خسته شدم

بس که دلم

دنبال یک بهونه گشت

بس که ترانه خوندمو

برگ زمونه بر نگشت!

 

دوشنبه 19 مرداد1388 توسط عروسک قصه |

دو سالگیمون مبارک!

 

درود به همه ی دوستانی که بر عروسک منت میذارن و سر میزنن!

شاید بعضیا که تو این مدت چند روزه سر میزدن منتظر بودن شمارش تموم بشه تا ببینن آخر این شمارش چی میشه، آخه این بار اولم نبود که...

به قول دوستی شاید آخر این شمارش مرگ عروسک باشه!(خدا میدونه)

یا آخر این شمارش تولدم باشه! (البته تقریبا همه میدونن من متولد پائیزم)

یا آخر این شمارش تولد یه عشق باشه!(شایدم باشه)

یا آخر این شمارش وبلاگمو ببندم!(البته قصدم همین بود)

یا آخر این شمارش به عدد صفر برسم!(که اینو کاملا درست گفتی،رسیدم)

اما از همه مهم تر حرفایی بود که اصلا زده نشد، نه توی کامنت این دوست خوبمون جوکر ۲۱ نه تو کامنتایی که منتظرش بودم و نه تو نظر شخصی که نظرش از همه برام مهمتر بوده و هست- البته با عرض پوزش از همه ی دوستان عزیز- چون واقعا اون یه نفر همیشه نظرش و خودش برام از همه چیزو همه کس مهمتره!

آخر این شمارش رسید به روز یکم مرداد ماه که برای عروسک بهترین و زیباترین روز عمرش بوده و هست! آره دقیقا ۲سال پیش بود یکم مرداد ماه یکهزارو سیصد و هشتاد و شش ، اون روز عروسک بذری رو که ۳سال تو ذهنش آماده کرده بود تو دلش کاشت و ....

آره اون بذر الان مثل یه درخت گل یاس ،تمام زندگی عروسک و پر کرده و هر ثانیه هوای دلشو معطر میکنه! آره یکم مرداد .....

۲سال قبل تو اولین روز گرمترین فصل سال این گل جونه زد والان چندتا بهارو چندتا تابستون و چندین خزون و چندین زمستون دیده! شاید بپرسین مگه ۲سال چندتا بهارو....

این سال ، سال عاشقیه نه سال زمانی ! تو این دوسال پیش اومده که تو اوج گرمای تابستون مثل برف یخ کردم یا تو سوز سرمای زمستون مثل خورشید گرمم کردی! تو فصل خزون جونه زدم یا مثل امسال تو فصل بهار تمام برگام خزون زد و زرد شد!

ولی دل عروسک هنوزم مثل همون اول مرداد هشتاد وشش پر از مهر و عشقه!  آره دل عروسک هنوزم وقتی به یاد (...)میافته چنان میتپه که صداشو حتی  از چند متری ، دیگرانم میشنون!

آره عروسک هنوزم همون عروسکه که دستاش میلرزید وقتی...

آره عروسک هنوزم مثل همون قرار اول که دلش میلرزید، سر هر قرار دلش میلرزه!

آره عروسک هنوزم دوستت داره!

امسال  ۲سال از کاشتن اون بذر میگذره و اون نهال کوچیک اونقدر بزرگ شده که ...

 آره امروز دوساله شدیم.

تولد ۲سالگیمون مبارک!

عروسک هر وقت اراده کنی پیشته( ... ) من!

حالا عروسک میتونه هر چه قدر تو بخوای سکوت کنه و تو میتونی هرچی دوست داری براش به خط.(.............................ها) حرف بزنی!

بدرود و دو صد سپاس دوستان عروسکیه من!

 

 

 

پنجشنبه 1 مرداد1388 توسط عروسک قصه |

0

            

 

 

 

 

                صفر

 

چهارشنبه 31 تیر1388 توسط عروسک قصه |

1

 

 

 

 

         یک

سه شنبه 30 تیر1388 توسط عروسک قصه |



ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن!

sara_best_20@yahoo.com

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
دلنوشته هاي رهگذر تنها
ستاره صبح(هنري)حامد يابنده
هنرکده آکادمیا
جهرم چلیپا(خوشنویسی)محمد قلیزاده
سعید آرتون(کاریکاتور)سعید صادقی
دوستانه ها(ادبی)عبدالرحمن رحمانيان
سارانا(ادبی)
فرياد عدالت(ادبی)عدالت زارعیان
ربکا سیزده(ادبی) نصیر رضایی
عروسک کوکی(ادبی) کیوان برآهنگ
دهکده احساس(ادبی)دانیال رحمانیان
انگلیش آکادمیا
سرزمین پارس(معماری)محمد رضا کارگر
عبداحميد رحمانيان(ادبي)
شهر باربد(خبري)
برگ ديگري باش(ادبي)مرضيه كلواني
غمنامه باران(ادبي)امين شفاعت پناهي
شكوه ساده سبز(ادبي)علي شفاعت پناهي
كوروش زارعي بهجاني(ادبي)
عبدالرضا كوهمال(ادبي)
چتر نوشت(خبري)سيد علي تراب
غزل باران (ادبی)اعظم رنجبر
محمد سيار(ادبي)
اشك سرد من(داستان كوتاه)
مرا در شعرهايم جستجو كن (ادبي)ضياالدين مصباحي
پرواز نو (ادبي)الهام هنرور
جنون والقلم(حافظ ايماني)
هنرهاي نمايشي
ساده غزل(محمد حسين نعمتي)
عروس مرده
جهرم آموزش
الهام امين
محمد قرباني
كيميا و كامران
عطر نفسهات(مجيد زارع نژاد)
پاپيروس
قند تلخ
خانه ي دوست كجاست؟
برگهاي پاييزي
لیلی ترین شیرین
قالب وبلاگ

RSS 2.0

Designed By ParsTheme